تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

154

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

به اين معنى معادن العلوم و نقّاد الحقايق يعنى ائمهء هدى عليهم السلام اشاره فرموده‌اند : « خلق الأشياء بالمشية » « 1 » پس « لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ » « 2 » و لا يعجز عن شىء له قابلية الوجود . و از اينجا نيز معلوم شد چون قدرت ازلى است و كان فيما لم يزل ، پس صدور فعل مقدور ازلى مىگردد و تعطيل فيض لازم نمىآيد . و آنچه متكلمين گفته‌اند كه در معناى قدرت صحت و امكان معتبر است و معتبر است اينكه برهه‌اى بگذرد تا فعل به عمل بيايد ؛ « 3 » اين طور نيست و اينها در مفهوم قدرت معتبر نيست . و قول به اينكه : خداوند متعال در برهه‌اى از زمان مغلول اليد بنشيند ، دست روى دست بگذارد و به اين خيال بيفتد كه خوب است عالمى تشكيل داده و بساط خلق بگسترانيم باطل است ؛ زيرا لازمهء آن قول به : « يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ » « 4 » است ، ولى « غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ » . « 5 » سبق قدرت بر فعل للقدرة السبقُ على الفعل و قد * قيل معيةٌ و ليس المعتمد بلى براى قدرت سبق بر فعل است ؛ چنان كه براى علم سبق بر معلوم است و لكن لازم نيست وجود معلوم سابق باشد تا اينكه علم به او تعلق بگيرد ؛ چنان كه در محلّش ان شاء اللّه معلوم مىشود . گفته شده است : قائل اين قول كه قدرت با فعل معيت دارد اشعرى است ، « 6 » يعنى تا فعل صادر نشود قدرت نيست ، بلكه قدرت همراه با فعل است .

--> ( 1 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 110 ، حديث 4 ؛ توحيد صدوق ، ص 148 ، حديث 19 و ص 339 ، حديث 8 . ( 2 ) - سبأ ( 34 ) : 3 . ( 3 ) - رجوع كنيد به : شرح مواقف ، ج 8 ، ص 49 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 89 ؛ شوارق الالهام ، ص 500 . ( 4 ) مائده ( 5 ) : 64 . ( 5 ) مائده ( 5 ) : 64 . ( 6 ) - كشف المراد ، ص 248 ؛ شرح مواقف ، ج 6 ، ص 88 ؛ شرح مقاصد ، ج 2 ، ص 354 .